تنزل مفهوم "دولت" به "دیوانسالاری قومی" در گلستان

انتظاری بدیهی است که مرام و منش دولتمرد برگزیده برای ریاست جمهوری ، در بدنه دولت مشهود و ملموس باشد . موضوعی که در دولت‎های مختلف  شاهد آن بوده‎ایم. این انتظار از استانداران به عنوان نماینده عالی رییس جمهور در استان ‎ها چه بسا مضاعف می گردد .

حالا با این اوصاف ، آیا عملکرد دکتر صادقلو در تغییرات بدنه مدیریتی استان گلستان از شعارها ، مرام و منش دکتر روحانی رییس جمهور نشانی دارد ؟ رییس جمهوری که شعارش "اعتدال" و نام دولتش "دولت تدبیر و امید" می باشد و شیوه تعاملاتش (فارغ از میزان توفیقش) در این یک سال و اندی نشان از تلاش وی برای عینیت بخشیدن به این شعارها داشته است .  

حال آیا راهی که دکتر حسن صادقلو در این زمینه در پیش گرفته است ، نشانی از "تدبیر" دارد ؟. شواهد ؛ پاسخی منفی برای این سؤال دارد . چرا که از نتایج عملکرد استاندار ؛ بالا گرفتن انتقادات محلی از وی در انتصاب مدیران استانی در محافل مختلف سیاسی اجتماعی استان و رسانه ها و انعکاس بخشی از آن در سطوح ملی بوده است .

گرچه این جنس انتقاد به انتصابات ؛ کم و بیش در همه دولت‎ها دامن همه استانداران به ویژه از سوی جناح سیاسی مخالف آنان را گرفته است ، اما این‎ بار اتفاق بی‎ سابقه‎ای رخ داده است . عملکرد صادقلو ، حالا باید پاسخ دهنده انتقادات به انتصاب‎هایی با گرایش قومی باشد !. امری بی سابقه در استانداری گلستان که حادث شدن آن در دهه دوم قرن بیست و دوم در دولتی با ریاست یک حقوقدان کمی عجیب می‎نماید !. چرا که انتقادات به استانداران قبلی حداقل به بازه ‎ای گسترده‎ تر ختم می‎ شد و کلیت انتقادات معمولاً ترجیح عواملی غیر از توان فنی و مدیریتی (و البته شرایط عمومی و ...) در انتصاب مدیران بوده است . در گذشته یکی بابت ارجحیت خط و جناح سیاسی مورد انتقاد بود و آن استاندار غیربومی بابت ارجحیت برای به کار گیری هم استانی خودش . اما موضوع آقای دکتر صادقلو به‎ خودی خود قابل تأمل می باشد .

برخلاف بیان غیر رسمی آقای استاندار در رد این انتقادات ، شواهد متقن ‎تر از انکار وی در انتصاباتی با ارجحیت قومی و قبیله‎ای است . نمی‎توان باور کرد در استانی که رنگین‎ کمانی از اقوام مختلف خوانده می شود ، به طور اتفاقی مدیران شایسته تنها در یک قوم و یک شهرستان مجتمع شده باشند ! ( این نکته منکر حضور شایستگان فراوان و انسان های موفق در حوزه های مختلف نزد این عزیزان به مانند سایر اقوام  و سایر شهرستان های استان نیست ) .

از این رو، اگر این امر بدیهی را یادآوری کنیم که استاندار مختار و محق به انتخاب مدیرانی است که با وی هماهنگ باشند تا منویات وی اجرا شود ، با مرور بر گرایشات آشکار قومی صادقلو ، اصل "تدبیر" در استانی دو میلیون نفری با تنوع ویژه قومی نادیده گرفته شده است و این یعنی نقض هدف و ایجاد شک در اعتماد مردمی که شعارهای دکتر روحانی را در گرایش و همگرایی ملی جهت خروج از فضای سیاسی اقتصادی وقت پذیرا شدند .

گرچه دکتر صادقلو همچنان می‎ تواند با لیست کردن انتصابات خود به استناد جغرافیای تولد ! بر مبرا بودن خود از انتقاد گرایشات قومی خود اصرار ورزد ، لیکن حداقل چراغ سبز وی در دخالت ‎های مکرر نزدیکانش جهت انتصاب ‎های قومی در رده‎های مدیریتی سطوح پایین ‎تر و حتی در سطح کارشناسی مستند و غیر قابل انکار است .

صادقلو نه می‎تواند انتصاب شخص اول "سازمان صنعت، معدن و تجارت" ، "اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری" ، " اداره کل روابط عمومی استانداری" ، "اداره کل فناوری اطلاعات" و.... و چندین فرماندار، بخشدار و مدیر شهرستانی را با شاخصه‎ قومی منکر شود و نه می‎تواند سعی (ناموفق) خود را در انتصاب قومی در پست‎ هایی مانند "اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی" و... را پنهان کند . حتی چند انتصاب غیر قومی و اختصاص پست ‎های فرمایشی مشاورت (به مشاورانی که به ندرت دسترسی به استاندار دارند ! ) با نگاه سهم دهی! به سایر اقوام یا مناطق استان و با پست های غیر اجرایی و کم اهمیت تر نیز نتوانسته است چنین انتقاداتی را کاهش دهد .  تاکتیک دکتر صادقلو در انتصاب غیرقومی سه تن از معاونان خود و سلب اختیار عملی آنان در انتصابات پایین دست حوزه خود نشان از استفاده از تجربه سال ها فعالیت سیاسی استاندار بود که البته این تاکتیک مدتی بیش نتوانست پنهان بماند !.   

چنین بوده است که علاوه بر نمایندگان مجلس ، اعتراضات مشابه از سوی فعالان مختلف سیاسی اجتماعی هم طیف وی هم بالا گرفته است... فعالانی که برخی از آنان از قضا به مانند خود صادقلو اصلاح طلب قلمداد می شوند ! .

دولت تدبیر و امید به اصرار ؛ کارآمدی را ملاک انتصابات خود در سطوح بالا معرفی نمود و ابایی از بازگرداندن بازنشستگانی چون صادقلو به مسندهای اجرایی نداشت تا شاید تدبیر این سالخوردگان مرهمی سریع تر بر وضعیت وخیم اقتصادی و تورم کمرشکن و بحران اشتغال باشد . استاندار گلستان ، اما بی اعتنا به این رویکرد بیش و پیش از هر چه به ایجاد پایگاه قوم سالارانه در استان پرداخت و از این رو ، شاید رسالت ریاست جمهوری را فدای این خواسته خود و جمع محدود اطرافش نمود .

فلسفه سیاسی وی که در پی اصرارهای بی پروای وی در انتصابات مشهود شد ، نه تنها فرسنگ ها فاصله با شعارهای دکتر روحانی دارد بلکه  عقب گردی تاریخی در فلسفه سیاسی دولت از سوی یک دکترای تاریخ است !. بیشتر غیرقابل باور و به طنز می ماند که بگوییم عملکرد دکتر صادقلو و اطرافیانش برآورده شدن آمال قومی تنی چند "قو م سالار" در استان باشد . آمالی که نتیجه پنهانش ، تنزل نسبی مفهوم فاخر دولت جمهوری اسلامی به دیوانسالاری قومی خواهد بود .

دکتر صادقلو اعتنایی به ضرورت ایجاد وفاق در نیروهای سیاسی ، اجتماعی نداشته است . با تأکید این نوشته بر نیاز مبرم استان به بهر ه گیری  از نیروهای متخصص و مدیران با تجربه از هر جناحی ، اما حتی برخی مدیران جریان راست افراطی که مناصبی در دولت دهم داشتند ؛ تنها به دلیل انتساب قومی (نه شایستگی) مورد حمایت صادقلو قرار گرفتند و مدیران لایقی از مجموعه دولت قبلی به دلیل سیاسی حذف شدند!.

دیوانسالاری قومی دکتر صادقلو به مدیران بسنده نمی کند ؛ که برای هر سمت کوچک و بزرگی گزینه ای برای پیشنهاد دارد تا جای دولت مستقر در استان را بگیرد . اگر هم گزینه ای قومی شهرستانی برای یک سمت مدیر کلی موجود نباشد موضوع معطل می ماند تا مگر گزینه جا مانده ای پیدا شود . حال و روز پست هایی به مانند  "میراث فرهنگی و گردشگری" ، "اداره کل ثبت احوال" ، "اداره کل کتابخانه‎ها" و "چند فرمانداری" ،... بازدارنده انکار این واقعیت می باشد .  این گونه ؛ ساکنان استان گلستان شاهد تدبیری برای تحقق دولت امید نبوده اند . نتیجه این سیاست به همراه ضعف و بی تجربگی این دیوانسالاران نو رسیده با چاشنی بدشانسی رکود اقتصادی حاکم ، بی تردید رضایت عمومی را از عملکرد دولت تدبیر و امید در استان در پی نخواهد داشت .    

آیا دکتر صادقلو و اطرافیانش از تبعات مخرب این رویکرد آگاهند ؟ حداقل نتیجه این رویکرد ؛ دل زدگی گسترده فعالان اجتماعی و سیاسی هم طیف وی است که به جای پرداختن به شکل دهی مجدد بدنه اصلاح طلبان در فرصت به دست آمده ، به عزلت بی اعتنایی پناه برده اند و فرصت کوتاه دولت تدبیر و امید برای باز مهندسی قوای سیاسی در استان گلستان را از دست می دهند . در این تفکر ، نه مشارکت جستن از توان عقلای راست برای توسعه استان مفهوم دارد و نه تلاش برای ساماندهی لشکر بی سامان و بی انگیزه چپ !.     

شوربختانه برای استاندار در بی تدبیری موجود ؛ جناح مقابل به سرعت در حال شکل دهی مجدد نیروهای خود است. انتخابات پیش روی مجلس ، کارزاری است که با رویه موجود و عملکرد دکتر صادقلو و تیمش ، دولت تدبیر  و امید می باید در این استان شکست را نظاره گر شود .

شاید از همین روست که گر چه عقلای سیاسی اجتماعی منطقه از راست گرفته تا چپ ، نگران فرصت های توسعه ای هستند که به ضرر استان از دست می رود ، اما شاید نیم نگاهی به نتیجه چنین عملکردی ، برخی از سیاسیون راست را از چالش با استاندار تا طی شدن زمان و کسب نتیجه سیاسی مطلوب بر حذر داشته است !.   

+ نوشته شده در  جمعه هفتم شهریور 1393ساعت 17:42  توسط نقدنامه  |